سـرشــارم از سکـوت اجبــاری، وای از آن روزی کــه قــفل اجبـــار بشــــکند؛ هــمه را میشکـــنم...
سـرشــارم از سکـوت اجبــاری، وای از آن روزی کــه قــفل اجبـــار بشــــکند؛ هــمه را میشکـــنم...
گـریـه...
شاید زبان ضعف باشــد؛
شاید خیلـــی کودکانه...
شاید بی غرور...
اما هروقت گونه هایم خیس می شود می فهمم
نه ضعیفـم،
نـه یک کودکـم؛
بلکــــه پُـــر از احساســــــم...
لیلای پاییز
چهارشنبه 19 مهرماه سال 1391 ساعت 10:16 ق.ظ